“ساخت آستون مارتین DBX یک نبرد بود، در اینجا داستان داخلی است”

[ad_1]

قبل از پیوستن به استون مارتین به عنوان مدیرعامل در سال 2014، حدود یک سال قبل از آن، نیسان، جایی که من در آن زمان مدیر عملیاتی بودم، در فکر خرید این برند بریتانیایی بود. به دلایل متعددی، خرید هرگز آغاز نشد، اما مقدار زیادی تلاش و کوشش در کسب و کارم باقی مانده بود، که بسیار ارزشمند بود زیرا چند سال بعد در نظر داشتم که در جایگاه برتر قرار بگیرم.

از این بررسی لازم، به سرعت تشخیص دادم که استون مارتین نیاز به توسعه SUV به عنوان یک جزء حیاتی برای بقای شرکت دارد. این یکی از موارد غیرقابل مذاکره بود که من در هیئت مدیره در هنگام بحث در مورد پست مدیرعاملی ارائه کردم.

دلیلی که احساس کردم نیاز به داشتن یک SUV به عنوان بخشی از خط داشتم بسیار مهم بود. این به دلیل تحقیقات بازار است که نشان می دهد 72 درصد از دارندگان استون مارتین یک SUV از برند دیگری در گاراژ خود دارند. این یک بازار آماده برای فعالیت استون مارتین بود و بدیهی است که مکانی برای تجارت بود.

در سومین روز حضورم در استون، 3 اکتبر 2014، با مدیر طراحیم جلسه ای داشتم و به او گفتم که یک کانسپت کراس اوور SUV می خواهم که DNA استون را حفظ کند و DBX نامیده شود. بزرگ‌ترین چالش این بود که می‌خواستم این مدل برای نمایشگاه خودروی ژنو در سال 2015، فقط در شش ماه، آماده شود. دلیل این مهلت این بود که ژنو جایی بود که من “برنامه قرن دوم” خود را برای تجارت ترسیم می کردم و DBX را به عنوان پس زمینه می خواستم و آن را به عنوان سنگ بنای آینده استون برجسته می کردم.

در آن لحظه می دانستم که DBX نمی تواند یک SUV قدیمی باشد. بالاخره آستون بود. باید زیبا باشد، تناسب مناسبی داشته باشد، معیارهایی را داشته باشد که مشتریان استون می‌دانند، دوست دارند و انتظار دارند. من همچنین به آینده الکتریکی چشم داشتم و دیدم که DBX در حال تکامل است تا پیشرانه EV را در طول زمان در بر بگیرد. این خودرویی خواهد بود که سن را مشخص می کند.

شگفت انگیز، مفهوم DBX بود در سال 2015 به ژنو تبدیل شد و به عنوان کراس اوور EV که برای بازخوردهای مثبت گسترده از اکثر صنعت در نظر گرفته بودم، معرفی شد.

بعد از ارائه مفهوم شروع به کار کردیم. اولین قدم من استخدام مت بکر به عنوان مهندس ارشد بود، که فکر می‌کردم بهترین فرد برای رانندگی و رانندگی در صنعت است، و به شخصی نیاز داشتم که DBX را به صورت پویا، با توجه به ظاهر و ظاهر آن توسعه دهد. که یک استون باید خود را نشان دهد.

من همچنین یک هیئت مشاوره زنان راه اندازی کرده ام که موازی با فرآیندهای اصلی تصویب کار می کند. من احساس می‌کردم در صنعت مردان‌محور داشتن دیدگاه‌های زنان برای توسعه خودرویی که برای اولویت‌ها و سبک زندگی آنها بسیار جذاب باشد، حیاتی است. DBX به گونه‌ای طراحی نشده بود که منحصراً زنان را هدف قرار دهد، اما من می‌خواستم برای مشتریان استون قابل دستیابی و مطلوب باشد، زیرا آنها عمدتاً شاسی‌بلندهایی را که در گاراژ 72 درصد دارندگان استون بودند رانده می‌شدند.

به طور خاص، این هیئت مشاوره تأثیر عمده ای بر ویژگی هایی مانند وضعیت نشستن، خط چشم و بسته شدن درها داشته است، که در آن مهر و موم ها از رکاب ها در برابر آلودگی محافظت می کنند، از لباس های بلند مانند کیمونو یا ساری هنگام سوار شدن و خارج شدن از وسیله نقلیه محافظت می کنند. .

من همچنین بسته‌های سبک زندگی DBX را معرفی کرده‌ام که به دوچرخه‌سواران مشتاق، اسکی بازان، گلف بازان و سگ‌های پیاده‌روی این امکان را می‌دهد تا خودرو را مطابق با سبک زندگی خود شخصی‌سازی کنند و اطمینان حاصل کنند که DBX متناسب با فرد است و نه متناسب با خودرو.

امروزه DBX به عنوان یک موفقیت و گامی منطقی در مسیر درست برای استون تلقی می شود. اگرچه در آن زمان به شدت مورد انتقاد قرار گرفتم که می خواهم یک SUV بسازم. “این فرد جدیدی که می آید و تجارت را از خودروهای اسپورت به خودروهای شاسی بلند هدایت می کند کیست؟” استون اینگونه نیست.”

قول من به این منتقدان این بود که اگر ذات استون را بگیرید و آن را با فرمت SUV، ظاهر، سر و صدا، قدرت کپی کنید، می توانید یک استون مارتین اصیل با پتانسیل تجاری عالی بسازید. تفاوت بین کاری که ما انجام دادیم و کاری که بنتلی و لامبورگینی با کراس اوورهای شاسی بلند خود انجام دادند این بود که ما یک DBX بر روی پلت فرم خودمان در کارخانه جدید خود در سنت آتان، ولز ایجاد می کردیم. این بدان معناست که ما می‌توانیم زیبایی متمایز آستون را با حفظ «بخش طلایی» نسبت‌ها حفظ کنیم، چیزی که در پلت فرم دیگری امکان‌پذیر نیست. مانند دیگرانی که شاسی‌بلندهای لوکس می‌سازند، ما می‌توانستیم راه آسانی را انتخاب کنیم، اما مصالحه‌ای نبود که من حاضر به انجام آن بودم.

در آخرین بازدیدم از کارخانه جدید در سنت آتان در پایان ماه مه 2020، توانستم اولین وسایل نقلیه Job 1 را ببینم که از خط خارج شدند، به این معنی که کل چرخه از لقاح تا تولد تقریباً شش سال طول کشید. امیدوارم در دهه های آینده استون مارتین را متحول کنم.

DBX آینده بسیار خوبی دارد. من امیدوارم که او در نهایت به جاه طلبی های الکتریکی خود که در همان ابتدای کار وجود داشت، جامه عمل بپوشاند. این یکی از ماشین‌هایی است که من در میان «بچه‌های ماشین» خود (به همراه لیف، والکری و بسیاری دیگر) به آن افتخار می‌کنم و از تیم‌های فوق‌العاده‌ای که کمک کردند DBX از مفهوم اولیه به واقعیت برسد، بسیار سپاسگزارم. چه ماشین فوق العاده ای است.

برای مطالعه بیشتر از اندی پالمر اینجا را کلیک کنید …

[ad_2]
منبع : autoexpress.co.uk

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.